توو چشم‌هات خودم رو می‌بینم انقدر آشنا و عمیق‌ان که گاهی انگار از تمام دنیا فقط تو رو می‌شناسم انگار زمان هم در مقابلشون ناتوانه چون از حرکت می‌ایسته و این منم که غرق در نگاهِ امن تو می‌شم تویی که مجذوب کننده‌ترین نگاه رو داری و سکوتت هر لحظه بیشتر من رو به سیاهچاله‌ی روحت هدایت می‌کنه من در تاریکیِ نگاهت غرق شدم یاقوت مشکیم